افندوک نامه های قزن قلفی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 12 تیر ماه سال 1387
ورود غم و غصه دارها ممنوع !

 

دلم می خواد بشینم ساعتها اینجا بنویسم ؛ ولی نمیدونم چرا خفه خون گرفتم . نمیدونم چرا مشکلات زندگی ما تمومی نداره ؟ نمیدونم چرا انرژی ندارم برا خوب فکر کردن و یا حتی الکی خندیدن ؟ کجای کارمون غلط بود ؟ همه میگن این مشکلاتتون برای این نیست که اشتباهی مرتکب شدین برای اینه که خدا بنده هاش رو امتحان میکنه . این وسط بنده های برگزیده اش رو بیشتر ...... پس بهتره سوالمو اینطوری تصحیح کنم که کجای کارمون درست بود ؟ خدایا تو ظرفیت بنده هات رو خوب میدونی . یعنی ما اینقد با جنبه بودیم و خودمون خبر نداشتیم ؟ یعنی همه چیزایی که ما می خوایم و ازت تقاضاشو داریم غیر معقول و خارق العاه اس ؟ به جز یکیش بقیش کجاش غیر طبیعیه ؟ اون یکی هم برای عموم غیر منطقیه ولی خیلیها هستن که این نعمتت رو دارن ... وقتی قابلیتش هست وقتی استعدادش هست وقتی توانش هست !...... خب دیگه مشکل چیه ؟

من ایمان رو نمیدونم ولی از خودم خبر دارم که دارم کم میارم ... اونم به خاطر من به روی خودش نمیاره . میدونم دیگه . برای اینکه نشینه روبروی من رفته الان داره گاز رو میسابه و میگه این کاری نیست که تو بتونی . نبینم دست بزنی . هروقت کثیف بود بگو خودم برات تمیز میکنم ..... آره عزیزم .بهت میگم . گاز اینقد جرم داره که منو خسته میکنه تمییز کردنش ولی یخچال چی ؟ اونو دیگه برا چی دیشب شستی ؟ تا ساعت دو نصفه شب تازه ......چی دارم میگم خیلی پرت و پلا میگم نه ؟ می خواین بدونین چی شده ؟ نمیدونم چی بگم .... نمی دونم اصلا باید بگم یا نه ؟ نمیدونم فقط دلم میخواد یه بار در طی این ۸ سال زندگی بتونیم خودمون تصمیم بگیریم .

خونه رو گذاشتن برا اجاره و تموم شد ........ مثل احمقا دارن باهامون رفتار میکنن . یه روز بدجور تلافی میکنم . حالا ببینین . اینجا گفتم که نزنم زیرش . احساس بازنده ها رو دارم ........ ولی نمی زارم اینطور بمونه اوضاع . این یه جنگ بود . که باختم ولی هر حمله ایی یک ضد حمله هم داره . این همون چیزیه که میگم چرا خدا بهمون نمیده شرایطش رو ......

میجنگم براش ....... به همین سادگی از دست نمیدمش ....... قول میدم . 

 البته اون احساس بازندگی فقط بخاطر این نیست که فروش خونه و تقسیم ارث کنسل شده ها . هزاران اتفاق این وسط هست که سرفصلش اون می تونه باشه . این اواخر اینقد از بلاتکلیفی خسته شده بودیم که خودمون هم راضی هستیم به اجاره دادن . ولی امروز صبح وقتی بهم گفت که نقاشا دارن میان پائین رو رنگ کنن برا اجاره دادن همچین دلم گرفت که تمام روزم خراب شد. نیست خیلی برنامه های متنوع داشتم همشون خراب شد ! حیف .

خلاصه اینکه ما می خوایم یه کارواش بزنیم . این همون ضد حمله ایه که گفتم . ۵۰ درصد کار هم حله . جا پیدا شده و منتظر بیرون کردن مستاجر قبلی هستیم . قرادادش تا شهریوره . اگر بشه خیلی خوبه . خیلی امیدواریم که بشه . خلاصه نیاز به دعای شما داریم . اینجایی که الان شوشو کار میکنه حقوقش رو ندادن و خیلی وضعیت برامون سخت شده . خیر سرش آشناس . انگار بدتره . صاحبکارش هرماه یا  ازش پول دستی قرض میکرد یا حقوق همه رو میداد هرچی تهش میموند رو میداد میگفت حالا بهت میدم .این هم برا حقوقت هم برا تنخواه ! درصورتیکه مبلغ از حقوقش هم کمتر بود ......  الان ۶ ماهه داره براش کار میکنه حقوق برج اول و دومش رو تازه کامل کرده .

شراره یادته اونروز من اعصابم خرد بود میگفتم نمی خوام با این آدم کار کنه . تو دیگه شاهدی نه ؟البته طفلک خودشم نمی خواست به اصرار خانواده اش بود . اینه که میگم از خودمون اختیار نداریم . خیلی رو بهشون دادیم . احترام رو با پپگی قاطی کردن فکر کردن باهاشون مشورت میکنیم واقعا نمی تونیم برا خودمون تصمیم بگیریم . 

خلاصه خیلی گره خوردم بهم . از یه طرف دیگه این کلاسم هم شده اعصاب خرد کنی . اصلا ازش لذت نمیبرم . اون یکی شاگرده که از قضای روزگار خواهر همون صاحب کار شوشیه یک ذره شعور نداره . هروقت دلش خواست تعطیل میکنه و از منم نمی پرسه بابا تو خرت به چند اصلا تو آدمی ؟ بعد اگه من یه جلسه نتونم بخوام کنسل کنم اینقد غرغر میکنه . خلاصه از این تحفه هم باید بکشم . خوبه دو سه سال ازم کوچیکتره وگرنه چه سواری هایی که بهش نمیدادم ! 

کافیه یا بازم بگم ؟ نه بس تونه

امضا : قزن خیلی عصبانی و کسل و مایوس ولی امید دار !  

بعد از غر نوشت : اینقد غر زدم اصلا یادم رفت اومده بودم عکس بزارم ! می خواستم از گردش علمی رو جمعه هفته پیش ! داغ داغ براتون گزارش بدم ......

عکس اول دسته گلیه که شوشی جون برای روز زن برام گرفت . قابل توجه خانمهای عزیز رومیزی کار خودمه !

 ممنون عزیزم

عکس دوم روز گردشه در لحظه ای که توله ..... جناب صاحبکار منو با مانتو داخل استخر پرت کرد و کمرم خورد لب استخر فقط موبایل رو نجات دادم آب نخورد دلم میخواست کلشو میکندم توله ... رو ......

منو بگیر که اومدم

اینم تنها نقطه دلگرمی اونروز !

دیگ آش رشته در واپسین ساعات روز

قربون شما ...........

 

پنجشنبه 6 تیر ماه سال 1387
زن !

 

 

روز زن

   مادر زن

        پدر زن

            خواهر زن

                  برادر زن

آمپول زن

    جر زن

        راه زن

             مخ زن

                  تیغ زن

                         پنبه زن

سو زن

       بزن

           نزن

                 بی زن

                       با زن

.................................................... مبارک ! ( با دو روز تاخیر )

قربون همگی

ق زن !

  

یکشنبه 2 تیر ماه سال 1387
حالت تحمل !

 

خدمت رسیدم فقط محض اینکه چون حال خودم بهم خورده بود حال شما رو هم بگیرم !

هر چی عکسای این صفحه به آدم روحیه میده و اعتماد به نفس عوضش رو عکسای این صفحه در میاره ! اه حالم بهم خورد . یعنی چینی ها واقعا اینقدر گنده خورن ؟ تازه اینکه خوبه دیروز یه سری عکس دیگه هم دیدم ازشون که هووووووووووووووووووووووووو بی ادبیه ولی بگین اگه کسی خواست میزارم براش .

نمیدونم چرا چند روزه این مدل عکسا به تورم میخوره ! مدیونین بیاین بگین که بهش فکر میکردم ! آخه منو چه به ........ استغفرا... ( خوبی رها جان ! )

حالا برای تغییر حالاتتون اینا رو ببینین یه کم تلطیف شین ! اینا هم با مزه هستن .کیک طلاق   ! جالب میشه نه ؟ فک کن به جای چاقوی گل زده بیاین با خنجر خونی کیک رو ببرن و بدن به مدعوین !

قزن سبز !

 

یکشنبه 26 خرداد ماه سال 1387
کنفات پتاسیم !

 

به به سلامممممممممممم .

 حالات ؟ احوالات ؟ ماهم شکر خدا خوبیم .. می پلکیم دور خودمون الکی . اصلا کلا زندگیا همینطور شده .... از صبح تا شب نمیشه چند تا کارو از پیش برد . خیلی هنر کنی روزی یه دونه ! مردا هم هیچی ... کلا سیستمشون اینطوری تنظیم شده که فقط رو یه چیز می تونن تمرکز کنن . خدا نکنه یه کاری داشته باشن . دیگه بغل دستشون خونه رو سیل ببره ؛ آتیش بگیری ؛ بچت بترکه ؛ نه انگار انگار ( آخی یه معلم عربی داشتیم تو دبیرستان مون انگار نه انگار رو اینطوری میگفت . عراقی بود )

خلاصه که شلوغ سره الکی هستیم . آخرش هم وقتی آدم از خودش می پرسه خب مثلا این یه هفته که گذشت این یه ماهی که گذشت این سه ماهی که از سال رفت ؛ دور از جون شما چه غلطی کردی چه شکری خوردی ؛ هیچ .........

بابا اصلا ولش کن ... بقول اسکارلت اوهارا بعدا در موردش فکر میکنم . بزارین براتون یه چیزی تعریف کنم  و بعد برم سر وقت یه بازی که از جانب این خانم دعوت بودم .

یه بنده خدائی میشناسم رفته بود با هزار امید و آرزو و صد البته آبروریزی و اندازه یه جعبه مداد رنگی ۲۴ رنگه رنگ عوض کردن از داروخانه قرص تقویت چیز ! درخواست کرده بود ؛ بعد هم به گفته خودش خوشحال و سرحال رفته بود خونه به امید اینکه یه شب استثنائی در پیش خواهد داشت ؛ اونوقت چند دقیقه بعد از ورودش خیلی اتفاقی و با مسرت ؛ خانمش وضعیت قرمزش رو با صدای بلند بهش ابلاغ و اعلام میکنه !!!!!!! نه فک کن ! چقدر حال آدم گرفته میشه ...... امان از دست این هورمونها ! طفلک ... آدم پنچری قطار بگیره ولی اینطوری کنف نشه .....

بازی :

چیزایی که خوشمون میاد :

۱- از خانمهایی با اندام متناسب و سکسی و صد البته نه خیلی لاغر ! ( احوال شما آوامین جان ! )

چیه ؟ خب یکی هم روراست و صاف و صادق میاد حرفاشو میزنه نمی تونین ببینین ؟ خوبه بیام بگم از گل بلبل طبیعت عشق صفا صمیمیت ......خوشم میاد ! والااااااااا

۲- شام و ناهار آماده بزارن جلوم !

۳- پول فراوون .......... کی بدش میاد ؟

۴- بچه خوشگل و تپل و خوش اخلاق و سالم که برا خوده خودم باشه به هییییشششششکی هم ندمش !

۵- ماشین شاسی بلند و فوق مجهز !

۶- عوالم و دنیا های دیگه و کلا متافیزیک

۷- کولر گازی ؛ تی وی ۵۰ اینچ ؛ ساید تی وی دار ؛ ماشین ظرفشوئی و لباسشوئی اینا همه ست باشن - اتو بخار شارژی ؛ سرویس غذاخوری جینگیلی ؛ سرویس قابلمه چدن ( جان ؟ چی ؟ اینجا لیست خرید نیست ؟ اِ ؟ فک کردم با شوشی دارم حرف میزنم ! خب ببخشید ! )آهان ظروفش دسینی باشه لطفا !  

۸- مغازه دار های باشعوری که لباسهای سایز بالا و البته قشنگ میارن !

۹- ساختمون سازی !!!!!!

همینا بسه . مگه من مث شماها دنیازده هستم ! دنیا گرفته شما ها رو بیچاره ها ...... مگه من مث شمام ؟

چیزایی که بدمون میاد :

۱- نمکدون خالی !

۲- برخی بازیهای لوس وبلاگی

۳- برخی آدمهای لوس وبلاگی که دائم دارن غر میزنن و انرژی منفی تراووش می نومایند و به حلق خلق ا... میریزن ........................ ب ی ی ی ی ی ی ب !

۴-آدمای تیکه پرون بی تربیت البته . چون کلا اگر تیکه مودبانه باشه و توهین آمیز نباشه نشانه حضور ذهن و حاضر جوابیه که بد نیست .

۵-سی دی خش دار

۶- برنامه های تی وی ایران . از ۶ تا یکی در میون یا آخونده یا میزگرد یا مسابقه های یخ و بی نمک ؛ برنامه های ماهواره هم دست کمی ندارن . یا داره مشاور املاک کوفت و درد رو تبلیغ میکنه یا شب خیز و صبح خیز ( خودمونیم چه فامیلی ضایعی داره ها ! ) داره با عهد و عیال و نوه نتیجه اش لبخند ژکوند میزنن و هی بالا پائین میپرن و با شبکه های دیگه دعوا میکنن ...... فقط ام بی سی ها رو عشق است . حالا هی بگین عربا ملخ خورن . این فیلمای تاپ کات هم مال شبکه جم تی وی بدک نیست . جان ؟ چی ؟ فرم نظر خواهی پر نمیکنم ؟ اوکی بعدی ..........

۷- سر و صدای زیاد و شلوغی ...... روانی میشم . البته نه در جایی که توقعش رو دارم ها . مثلا مهمونی رو دوست دارم ولی تو خونه دلم میخواد بیشتر مواقع سکوت محض باشه و یا حداقل یه صدا وجود داشته باشه نه همهمه و هیاهو . درکل اگه بخوام این بند رو دقیقتر توضیح بدم باید بگم که : مارال ل ل ل ل ل ازت متنفرم ! میشه خفه بشی عزیزم ؟ آقای سلطانی ی ی ی ی ی ی ! ای مرگ بگیری میشه با بچه هات اینطوری احوالپرسی نکنی و کلمات رو اینقدر نفرت انگیز نکشی ؟ لیلا  ا ا ا ا ا میشه اینقدر سر بچه هات جیغ نکشی ؟ محمد و پارسا و پرهام عزیز میشه صدای ونگ ونگ تون رو ببرین تو خونه و تو حیاط زر نزنین ! ممنون .........

۸ - اینترنت ایران !!!!!!!!!!!!!!!!

۹- زنایی که دنبال جادو جمبل میرن !

۱۰- مواد مخدر از همه نوعش .................. حتی سیگار

همین دیگه

قربون همتون

قزن اظهار نظر کن !

 

دلخور نوشت : آهای شمسی خانوم ! هیچ حواست هست داری کم کم همه مون رو فراموش میکنی ؟ چرا ما رو به آتیش کار نکرده عقوبت میکنی خواهر ؟ گناه یه عده که دوستت دارن چیه این وسط ؟ اینا رو هم هرکی باهاش درارتباطه بخونه و بره بهش بگه .... دلمون پکید بابا ... ...کنمدتبتنثذرتنبثذرئوثب رنت  ب ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ب ! آخیش . دلم خنک شد ....

 

 

یکشنبه 19 خرداد ماه سال 1387
احادیث ۱۸ +

 

بخوانید بلکه به طمع اینا ؛ گناه نکنید . ولی خودمونیما خیلی س*کثی توصیف کردن ......

فقط این وسط من یه مشکلی دارم و اونم اینه که پس ما خانوما این وسط جزو قازوراتیم که تازه اون دنیا هم باید دوباره زن یه کس دیگه بشیم ؟ چرا جواب خوبیها و خانومیهای ما رو با چند تا پسر خوشتیپ و فشن و خوشبو نمیدن ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟

 

حوریان و دختران بهشتی

 

حور جمع حوراء است و حوراء به دخترجوان و باکره و سفید و بسیار زیبا و سیاه

 

 چشم گفته می شود که دارای پستانهای بسیارزیبایی که گرد و تازه رسیده و کمی

 

 برآمده اند می باشند.

 

قرآن می فرماید:

 

    " (برای پرهیزگاران)، دخترانی بسیار جوان و هم سنّ وسال و جامهایی لبریز و

 

 پیاپی(ازشراب طهور). "   (سوره نبأ، آیه 33)

 

    " (بهشتیان) همسرانی از حورالعین (سیاه چشم وبسیارزیبا) دارند همچون مروارید

 

 درصدف پنهان. اینها پادشی است که در برابر اعمال که انجام می دادند. " (سوره

 

واقعه آیه 22)

 

    " نزد بهشتیان همسرانی زیباچشم است که جز به شوهران خود عشق نمی ورزند،

 

گویی(ازلطافت وسفیدی)همچون تخم مرغهایی هستندکه (درزیر بال وپرمرغ) پنهان

 

 مانده (و دست انسانی هرگز آنرا لمس نکرده است ونزدیکی نکرده است). " (سوره

 

صافات،آیه 48)

 

     پیامبراکرم(ص) فرمودند: "همانا بهشتیان به چیزی بیشتراز نکاح اشتها

 

ندارند و لذت نمی برند."  (کتاب لثالی، ص 503)

 

 

      درحدیثی بدین مضمون آمده است که:" بهترین چیزهایی که مردم در دنیا

 

وآخرت ازآنها لذّت می برند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان می

 

باشد." (کتاب وسائل، جلد14، ص 468)

 

  "(دربهشت)توان بدنی انسان درکامیابی اززنان به اندازه صد نفر می

 

گردد." (کتاب کنزالعمال، جلد14، ص 468)

 

 

  حضرت علی(ع) فرمودند:" هریک ازآن حوریان، هفتاد حلّه پوشیده اند و سفیدی

 

ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است. از جماع باهریک ازآن حوریان لذّت صد مرد

 

 را می یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت داشته باشندو برایشان میسّرنشده

 

باشد. " (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

 

  درجای دیگرحضرت علی(ع)فرمودند: " پس آن مؤمن با قوّت صد جوان باآن حوری

 

جماع کند و یک معانقه با او هفتادسال طول می کشد.  مؤمن متحیّر می باشد که نظر به

 

 کدام عضو حوری بکند، بر روی او یا برپُشت او  یا بر ساق او. برهرعضو اوکه نگاه

 

می کند از شدّت نور وصفا، روی خودرا درآن مشاهده می نماید. پس دراین حال زن

 

دیگری براو مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبویتر از اوّلی است.

 

" (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

 

  حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:" هیچ مؤمنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه

 

خداوندِغنیّ ، پانصد حوری به او عطا می فرمایدکه با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنیز

 

 نیز می باشدکه هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می باشند. " (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

 

  رسول اکرم(ص) می فرماید: " حوری از خیمه خود بیرون آیدو روی به تخت مؤمن

 

بخرامد و چون به نزد مؤمن می آید با پانصد سال ازسالهای دنیا همدیگر را می بوسند

 

 که برای هیچ کدامشان ، خستگی و ملال حاصل نمی گردد. "

 

 

  امام صادق(ع) فرمودند: " زنانِ بهشت حسد نمی برند و حائض نمی شوند و بدخویی

 

 نمی کنند."

 

 

  رسول اکرم(ص) فرمودند: " هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن

 

 از آدمیان، که ساعتی با حوریّه صحبت می دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود

 

خلوت می کند و بر کُرسیها تکیه زده اند و بایکدیگر صحبت می دارند.

 

" (بحارالانوار،ج 8، ص 157، ح 98)

 

 

 

و من ا.. التوفیق

قربون شما

قزن مایوس از کارهای نیک