پنجشنبه 25 مرداد ماه سال 1386
به لطف زمان و صحبتهای شما خوبم . خیلی بهترم .
گفته بودم که جنون ادواری دارم . نگفته بودم ؟ خب حالا میگم .........
چند روزه تریپ کوزت بودیم یا بقول خودمون مریم خانومی ! (کارگره بنده خدا ! ) محض همون دیگه وقت فکر کردن به سوسول بازی نداشتم .
خیال همه ؛ منجمله شمسی خانوم جونم هم راحت از خر شیطون پیاده شدم . بابا خره ما از کرهگی دم نداشت . بچه میخوام چیکار ! اصلا بچه چه هست ؟ (با لحن زی زی گولو بخونین !)
سعی میکنم هرروز بنویسم . حتی شده یه خط .........
چاکر همتون هم هستم دربست ...... بقول معروف تو راهی هم سوار نمیکنیم .
قزن قلفیه چاله میدونی !
پی نوشت : در ضمن من شخصا شرمنده ام و به خاطر آهنگ وبلاگم از جامعه بشریت ! عذر خواهی میکنم .





