بالا نوشت ِ بعدا نوشت : حال می کنین ده روز بعد از پست تازه عکس گذاشتم براش ؟
دلم می خواست هری پاتر باشم .......

چیه به قد و قواره ام نمیاد ؟ بیشتر بهم میخوره یکی از اون پسر چاقالوهایی باشم که دنبال ک و ن مالفوی میدون ؟
خودتی .
نه
من حتی دلم نمی خواد هرمیون باشم که یه - اَل هومورا - میگه و درهای بسته فرتی براش باز میشن . با اینهمه دره بسته که جلومه دهنم سرویس میشد اگه بخوام هی ورد بخونم و در باز کنم .
من حتی دوست نداشتم دوست خوش قلب و تاحدی گاگول هری باشم . همون موقرمزه ؛ رون ویزلی که تقریبا فقط بلده شطرنج بازی کنه و جدیدا هم که داره با هرمیون لاو میترکونه .
حتی نمی خوام دانیل رادکلیف باشم . می خوام خوده خود هری پاتر باشم .
با این تفاسیر دیگه لازم نیست بگم که پرفسور اسنیپ و مک گوناگال و حتی دامبلدور هم نمی خوام باشم .
فقط خوده هری رو عشق است . میدونی چرا ؟
.
.
.
چون هی مرکز توجه باشم و هی تخمی تخمی پولدار بشم و هی از باسن ِ مبارک شانس بیارم تو مبارزاتم و هی دخترا عاشقم بشن و هی همه دنیا بخوان جای من باشن و هی ........
.
.
.
هی ............. تند نرو . من برای اینا نمی خوام هری پاتر باشم .
اصلا بیاین یه مسابقه بزاریم ببینیم که من برای چی دلم می خواد هری پاتر باشم ؟
اونوقت میشه خودمم شرکت کنم آیا ؟
به بهترین جواب هم اشتراک سالیانه هفته نامه ء مدرسه ء هاگوارد رو جایزه میدم . خب پاتر هستم دیگه . پارتی دارم . صوبتیه ؟ می خوای همینجا پودرت کنم ؟ با شمایل سوسک چطوری ؟ دوست داری ؟
قزن پاتر ِ سوءاستفاده کن از موقعیت





