-
سلام داره بوی پائیز میاد ! حسش می کنین ؟ یاد مدرسه نیوفتادین ؟ البته این قسمتش زیاد جالب نیست برا من . اصلا دلم نمیخواد برگردم به زمان مدرسه . من الان رو با هزار تا مشکلی که دارم ترجیح میدم به اون به اصطلاح بیخیالی که همه چیو هم میفهمیدیم با اجازه ! ولی هیشکی به هیچ جاشم حساب نمیکرد این دانائی مون رو . باورتون نمیشه ؛ چند وقت پیش یه صفحات گنگ و محوی از یه خاطره یادم بود که برای مامانم تعریف کردم و اون با حالت شاخدار برام اعتراف کرد که بعله در اون قسمت که من یادمه و گویا همون موقعها هم خیلی ازش ترسیده بودم ( زمان ۳-۴ سالگی این بنده حقیر ) خانم رفته بودن سر یه بچه رو زیر آب کنن و تصاویر مربوط میشده به پزشک قانونی ! ووووووووووویییییییییی دیوارای یه سر تا بالا کاشی شده و سبز بدرنگ ................. هیچوقت از یادم نمیره !( خیال بد نکنین ؛ بصورت قانونی می خواسته سقط کنه . چون بعد از به دنیا اومدن من مامانم رماتیسم میگیره و شرایط بچه دار شدن رو نداشته ! ) ولی خب دوباره چند سال بعد که همین اتفاق تکرار میشه و دوباره کمسیون پزشکی میگیرن ببینن میتونه بچه رو نیگه داره یا نه ؟ دکتره بی شعور به مامانم تو اون حال خراب مریضی خودش و استرس بارداری و یه استرس مضاعف از مصرف داروهای کُرتن در سه ماه اول حاملگی ؛ برمیگرده میگه تا لب مرگ میری ولی نمیمیری !!!!!! می تونی نگهش داری ! و این میشه که این شاخ شمشاد الان هستن ! ( عکسه مربوط به خان داداش کوچیکه اس + یک سوم ِ اینجانب ! ) طفلی بامعرفته خیلی . از داداش اولیه که خیری ندیدیم شاید این یکی یه دردی از ما دوا کنه . اَاَاَاَاَ از بوی پائیز رسیدیم کجا !!!!!!!!
-
کرج خیلی سرد شده . ( شرور خودت و بچه رو بپوشون میای کرج ؛ نچایین !) ما رسما با در پنجره بسته با پتو می خوابیم و گاهی بید بید سگ لرزه میزنیم ؛ دور از جانتان بادا !
-
چرا شماها منو هم عدد نویس کردین ؟ فکر کنم بهترین راه برای بند زدن مطالب بی ربط توی کله باشه نه ؟
-
چند وقت پیش من یه غلطی کردم جلوی داداش بزرگه از دهنم دررفت که اه چیه این موتورولا اینقدر شبیه هم میزنه گوشیاشو . خیلی مزخرفه . ایشون چون گوشی خانمشون موتورولا تشریف داره به تیریج قباشون برخورد و همون یه جمله بولد شده تو ذهن ایشون هم بولد شد و گاه و بیگاه هم ازش هی یادآوری میکردن !چند بار هم براش توضیح دادم ولی میدونین که وقتی کسی بخواد از جمله ایی استفاده کنه دیگه براش مهم نیست طرف منظورش چی بوده . انگار کنین به اسب شاه گفته باشی یابو ! آقا حالا امروز شنیده من موتورولا گرفتم به من اس ام اس زده : سلام خوبی ؟ گوشی نو مبارک . ولی خودمونیم موتورولا گوشیه بیخودیه . حالا تو چرا خریدی من نَوَدانم !!!! خانمی که شما باشین منم درجا براش جواب دادم : ممنون . آ۱۲۰۰ به پائین اش منظورم بود . موتورولا این ۱ مدل از دستش در رفته بید جیییییگر !!!!! بعد هم برای خالی نبودن عریضه تو پرانتز نوشتم شوخی که بعدا هرچی گفت بتونم بزنم زیرش ! حقت بود خان داداش . تا تو باشی عقل و اختیارت رو ندی دست ِ یه آدمی که اختیار ِ خودشم دست مادرشه ! ...................... خبرهای بعدی متعاقبا از همین رسانه اعلام میشود ! چون احتمالا تا چند روز آینده توفیق اجباری نصیبمون خواهد شد و ریختشون را خواهیم دید ! ( خدایا من واقعا متاسفم ! خودت که دیگه میدونی همه چیو ؟ پس این وجدان درد رو بیخودی ننداز به جونم ! اوکی ؟ ) ( اوکی بنده ءخوب و ناز و تپلم ! ) وای خدا صداتون چرا بولد شده شما ؟ ( به تو چه تو چرا امشب گیر دادی به این بولد بیچاره ؟ مگه تازه یاد گرفتیش ! ) نه امشب با مرامش حال کردم شرمنده ببخشین ! تکرار نمیشه !
-
چرا مردا اینقدر بی جنبه ان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اونوقت ! ( توضیح اینکه : یعنی چرا هر بو****س شبانگاهی رو که حتی برای شب بخیر گفتن مادر و فرزند هم کاربرد داره به جاهایی که خودشون می خوان ربط میدن آیا ؟ )
-
و دیگه اینکه دوباره ماه رمضون شد و بازار برج و کاخ سازیه خانما گرم ! ایول دم همتون گرم . بخورید بیاشامید ولی یادتون باشه اسراف نکنین !
-
بسه دیگه منم نصفه شبی وقت گیر آوردم ها !!!!!!!!!!!!!!!
قزن : موجودی که حتی به خود نیز رحم نمی کند و خودش را هم تشر میزند !










اون میگفت نه تو نمیشناسی زانتیاس من میگفتم اه اسم زانتیا رو نیار یاد ... میوفتم حالم بد میشه ( همین همسایه قاطیمون ! ) اون میگفت نه و خلاصه دق داد منو آخرشم قبول نکرد که نکرد
منم دیگه بیخیال شدم اومدیم تو ساختمون .
مث این دختر تیتیشا که لوس میکنن خودشونو موقع حرف زدن و تازه تصویرش رو هم میدیدم که داره باهام حرف میزنه ! خلاصه دعوتش کردم بیاد خونمون . اول اومد همون خونه ویلایی مون بعد که یخورده تو چمنا گشتیم آوردمش همین خونمون که الان هستیم . جالبه تو ذهنم تا برسیم اینجا هی داشتم یادم میاوردم ببینم الان خونمون چه شکلیه و آیا مهمون جا میشه از در بیاد تو یا طبق معمول از همون جلو در ریخته پاشیده هست تاااااااا .............. . بعد یهو یادم افتاد واااااااااااااای تختم تو پذیرائیه و مبلا تو اتاق . کلی خجالت کشیدم که چرا دعوتش کردم بیاد . تازه گفتم شوشی هم بفهمه بیشتر دعوام میکنه و میگه چرا نبردی دوستت رو رستوران ؟ با این وضع خونه آبروی منو میبری ! 
دهنمون با آسفالت یکی شد اینقدر این گوشیه اذیت کرد و ایضا هی تحقیق کردیم رو گوشیها .
خلاصه که قیافه شو ندیدم . متاسفانه فردا هم نمی تونم با شوشی برم تهران . یه بار اومدم علاالدین برای هفت پشتم بسه . بیشتر شبیه غار چهل دزد بغداد بود تا پاساژ علاالدین . منکه همش اونروز کمین میکردم تا این مغازه دارا مشتری براشون میومد میدویدم میرفتم رو صندلیشون میشستم و شوشی خودش میرفت گوشیا رو نیگا میکرد . هرچیزی که فکر میکرد خوبه میومد منو میبرد .
جالبه که هشتاد درصد موارد یا منو پیدا نمیکرد یا مغازه هه رو که نشون کرده بود .
بس که شبیه به هم و تودرتو ئه . هفته آخر سال هم بود . همه می خواستن اونور سال خرید کنن چون اینور گرون میشد . و شد . 

