افندوک نامه های قزن قلفی - مهر 1386

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 21 مهر ماه سال 1386

سلام به همه دوستان

اخبار این مدت رو بصورت ام پی ۳بلکم ۴ بگم و برم .

  • خانم برادر عزیزتر از جانم دوباره رفته سر کارای قبلیش و سوپاپ اطمینان دیگ حسادت شون زده بالا ! نتیجه اینکه مسافرت دوروزه ما رو به کیش آنچنان بهم زد ؛ بهم زدنی ! اگه کسی می‌خواست بابرنامه ریزی اینکارو بکنه عمرا اگه تو کمتر از یکهفته می تونست ! فقط تا این حد بگم که شوشتنگ می خواست بره اونجا کسی رو ببینه ؛ اینطوری بگم که یارو ترکید رفت پی کارش ! فکر نکنم تا دهسال دیگه هم بتونه سر پا بشه !       میگما اگه ما می خواستیم بریم خارج از کشور یا یه جای با کلاس این دیگه چیکار میکرد . خوبه خودش سر و تهش رو میزنن کیشه ! وگرنه فکر کنم هواپیما مون تو آسمون تبدیل میشد به مرغ سوخاری !
  • لاک پشتهای شوشتنگ گم شدن و من الان در وضعیت لنگ در هوا دارم تایپ می کنم نکنه زیر بگیرمشون ! ( از این کوچولو ها ن . حق داره . ) تازه چون خودم گفتم درشون رو باز بزار اینه که نمی تونم غر هم بزنم  . ببین من چه زینب بلا کشی هستم !
  • الان یه اس ام اس از شرور اومد که در عین شکستگی چارشاخ گاردون ضعف هم نمودیم از خنده . فردا تلافی شو در میارم . حیف الان دیره !
  • سر پیری و معرکه گیری ! رفتم ثفت نام کردم دانشگاه پیام نور ! البته فقط کتاباش رو گرفتم . هنوز نیومده فرم هاش ولی به امید خدا چشم زن داداش کور ! خواهم رفت . دعا کنین فقط تا اون موقع این نفهمه وگرنه کلیه دانشگاههای کشور منهدم خواهد شد !
  • ریشته روان شناسائی رو انتخاب کردم . بقول شوشی از فرط نخاله بودن اطرافیانمون و به لطف الهی برای پایان نامه ؛ کیسهای خوبی در اختیار خواهم داشت !
  • به شدت کامی جونم خراب بود و همین امروز از بیمارستان مرخص شد . فقط ۴ روز داشتم با هارد هاش سرو کله میزدم و دیگه امیدی بهش نداشتم ولی در عین ناامیدی اشکال از یه دونه از رمها بود ! و چون دوتا بودن یکیشون از دور خارج شد و خوشبختانه خرجی رو دستمون نذاشت . اینا هنوز از اثرات دوران خوش زندگیمونه . که دوتا دوتا هارد و رم رو دستگاهمون بود وگرنه فکر نمیکنم حالا حالا ها می تونستیم حالش رو خوب کنیم !
  • بشدت از اینترنت خسته شده بودم و اصلا حسش نبود برم کافی نت . شرمنده . این ده پونزده روز رو کاملا به فراغت گذروندم و صد البته حرص خوردنهای گاه و بیگاه که خب برادر شوهر جان احساس میکنن برام لازمه . زیادی چاق شدم !
  • یه فقره هم قهر ۲۵-۲۶ ساعته داشتم با شوشتنگ جان . که البته به خیر گذشت و الان آرامش حکم فرماست .
  • لج کردم و می خوام دیگه غر نزنم بلکه خدا خجالت بکشه !
  • همین فعلا .

قزن خالی !

پنجشنبه 5 مهر ماه سال 1386

سلام دوستای گلم

فقط یه سره کوچولو اومدم بگم که چند روزی داریم میریم مسافرت ؛ اومدم حتما به همه تون سر میزنم .

منتظرم باشین با یه پست مصور !

قربون همتون .

قزن مارکو پولو !