افندوک نامه های قزن قلفی - اسفند 1386

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 25 اسفند ماه سال 1386

 

                بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان

                                                  مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند

 

واقعا اینطوریه ؟

 

سلام م م م م م 

چطورین یا بهترین ؟ اول باید تشکر کنم از همه دوستان برای راهنمائیهای خوب و ارزشمندتون که واقعا بدردم خواهند خورد . در مراحل تحقیق بسر میبرم در اولین فرصت برای ابتیاع اقدام میکنم . گذاشتم خوب گرون بشه حال کنم ! ....... در ضمینه خرید این کالا ؛ بنده ؛گول ِ گول بودم ! و اگر نبود الطاف شما همچنان در مراتب گولی ؛ گوی سبقت می ربودیم از شلغم !

به هرحال مژده بدم به همتون که ذکات علم تون رو دادین خفن ! رسید دست مستحقش !

شعر بالای پست رو خوندین ! ؟ این بیت شعر وقتی بدست من رسید که از ۱۵ فروردین ۸۶ گذشته بود و من پست تبریک عید رو نوشته بودم و دیگه دیدم ضایعس بیام در موردش صحبت کنم . بنابراین نوشتمش صفحه آخر سررسیدم و از همون موقع قصد کردم که امسال بنویسمش تو وبلاگم ...... فک کنم این آخرین پست سال ۸۶ باشه .پس وقتشه . 

توی این یکسال هربار چشمم بهش میخورد خیلی منو تو فکر میبرد ! ( اصولا باید یه چیزی خیلی عمیق باشه تا منو در بحر تفکراتم بغوطه ورونه ! امضا : قزن مغروقونده ! ) میدیدم واقعا راست میگه . من خودمو میگم  ؛ هرسال موقع عید بیشتر از اینکه از اومدن سال جدید خوشحال باشم از این خوشحالم که سال گندی که داشتم داره تموم میشه ! مثل خل و چلا فکر میکردم که مثلا این لحظه حساس که بیاد و بره با خودش تمام مشکلات رو میبره ! زهی خیال باطل ! از ۱۴ فروردین و احیانا ۱۵ ام میبینی که نه بابا همچین خبرایی هم نیست ! بدتر شده که بهتر نه ! فقط این وسط مردم ۱۰-۱۵ روز تعطیل بودن و با انرژی فول حاصل از خور و خواب و خشم و شهوت ! با تمام قدرت افتادن به جون هم و دیگه از روضه خونیهای قبل از عید که هی میگن : بابا عیده ؛ گذشت کنین ؛ کینه ها رو بزارین کنار و و و و و و و و از این مزخرفات ..... که اتفاقا شدیدا هم حال منو بهم میزنه ! اکیدا خبری نیست .

اینجاست که آدم ایمان میاره به جمله ء : سال به سال ؛ دریغ از پارسال !

خب بگذریم ..........

هر خوبی بدی که دیدین از ما حلال کنین .......... الهی روزا و شبای خوبی در پیش داشته باشین . الهی صاحب کاراتون ؛ رئیساتون ؛ مدیراتون و کلا هد مستر هاتون گیر ندن بهتون که از ۵ ام باید بیاید سره کار . اگرم رفتین لااقل پول خوب بهتون بدن ! الهی وامهایی که قرار بود بهتون بدن جور بشه .... الهی ویلای دوستتون که براش نقشه کشیدین خالی باشه تو عید ! و نقشه ها تون خراب نشه کنف شین ! الهی لپ تاپ مورد علاقه تون رو بتونین بخرین ! الهی بتونین برای دوست پسرتون یا همسرتون و یا اگه بخوام خیلی روشنفکر باشم ؛ پارتنرتون ! کادویی رو که دوست داره بگیرین ! الهی اینروزا میرین خرید پول کم نیارین ! حالا اگرم کم آوردین تو عابر بانک تون داشته باشین ! الهی عابر بانک شلوغ نباشه و صف دو کیلومتری نداشته باشه ! و از اون سه تا مهمتر الهی که وقتی نوبتون شد پول دستگاه تموم نشه ! و مجبور نشین شام نخورده و با ده تا کیسه خرید کنار خیابون منتظر تاکسی بشین و نتونین دربست بگیرین !

اگه فک کنین تمام این اتفاقهای خجسته و میمون برا من افتاده مدیونین !

اصلا یادم رفت می خواستم چی بگم ......... ای بر خرمگس معرکه درود ! اومد نذاشت بفهمم چی می نوسم !

هیچی بابا منظورم این بود که عیدتون مبارک ....... ولی زیاد زور نزنین سال دیگه هم هیم آشه و همین کاسه !

درصد امیدواری پست رو حال کردین ؟ نه خدائیش هیششششششششششششششکی مث من میتونه امیدواری بده به ملت ؟!‌

قربون همگی

قزن کاملا آماده برای استقبال از سال نو !

 

سه شنبه 21 اسفند ماه سال 1386

 

سلام

اگر همچنان خواننده کامنتهای اینجانب سراپا تقصیر باشین ؛ میبینین که در کامنتهای پست قبل بنده و شراره بر سر یک دوراهی فلسفی گیر کردیم و واقعا موندیم چیکار کنیم !

بله .......

HP  یا SONY  مساله این است !

البته به بقیه پیشنهادات هم فکر می شود .........

بی شوخی می خوام لپ تاپ بخرم . دوستانی که تجربه خریدش رو دارن یه کمکی بدن حال دادن ! قیمت هم دیگه ته تهش بتکونم خودمو ۱.۲۰۰.۰۰۰ میتونم بدم ..........

موارد مورد نیاز برای هلپ :

مارک - مدل - کارایی ها و اگه حال داشتین مشخصات سیستم !

 

قربون همگی

قزن در آستانه فصلی ولرم !

 

دوشنبه 13 اسفند ماه سال 1386

 

سلام بر بانوان و آقایان وبلاگستان !

غرض از مزاحمت :

۱- زنده ایم به امید پروردگار ......... و الا ماشالله ! صلوات

۲- زنده میمانیم بازم به حول و قوه الهی به کوری دشمنان اسلام و مسلمین .. صلوات .....

 ۳ -صلوات سوم بلند تر ختم کن ........ همینجوری الکی .... مگه حتما باید دلیل داشته باشه ؟

۴ - فاتحه مع الاصلوات ....... برای شادی روح اعصاب من ........

 ۵- همین ...... اگه خواستی همینطور این متن رو هی از اول بخون و هی صلوات بفرست خیر اموات خودت بلکه شاید یه چیزیش به ما هم بماسه !......... حکایت یه حاجی بود یه گربه داشت شده .........

 

این اطلاعیه صرفا برای اعلام زنده بودن اینجانبان ! قزن قلفی و ارواح سرگردان منزل ؛ همسایگان و سایر وابستگان ! در این مکان درج گردیده و تا حالا که هیچ ارزش قانونی نداشته ! حالا شما بگردین شاید پیداش کردین .......

 

قربون همگی

قزن شلوغ سر .......

 

 

 

یکشنبه 5 اسفند ماه سال 1386

 

سلام بر بچزه باحال این مرز و بوم !

عجب بازیه سختی دعوتمون کرده این نازخاتون خانم .........

۱- اولین ترانه ایی که به ذهنم اومد ییهو ...... این بود :

ای قشنگتر از پریا ....... تنها تو کوچه نریا ......... بچه های محل دزدن ....... عشق منو میدزدن !

خب میدونم الان کلی خندیدین ولی جدی گفتم ! این آهنگ اولین آهنگی بود که در زندگیم شنیدم . توی یه عروسی . زمانیکه فک کنم سه یا چهار ساله بودم .... یادمه وقتی از عروسی آمدیم خونه مدام میخوندمش ..... و بابا مامانم هم کفرشون درمیومد ! یادمه یه بار مامانم با دعوا بهم گفت : چیه این آهنگو هی ونگ ونگ زیر لب میخونی ! چند بار آیه الکرسی رو برات خوندم و تو حفظ نشدی ؟ اونوقت اینو یه بار شنیدی زودی از بهر کردی ؟ خوب حافظه ات برای این مزخرفات کار میکنه !!!!!!!!!!!!!‌حالا شما حال منو در اون لحظه خودتون تجسم کنین . در حالی که رسیده بود به قسمت مهم و حیاتی آهنگ که میگه : با لنگه دمپائی ..... شلق شلق نزنی تو گوشم ! ( واقعا اونموقع فک میکردم لنگه فقط ماله دمپائیه !و اینجوری میخوندمش )جالبش اینجاست که الان هرچی فکر میکنم یادم نمیاد عروسی کدوم خدابیامرزی بود !

 

۲- آهنگ بنویس منصور . البته این بیشتر مخصوص شوشیه . ولی وقتی بهم گفت که اینو برا من گوش میداده خدا وکیلی شما که غریبه نیستین یه جور ناجوری ته دلمون غنج زد !

میگه : بنویس بر یاس کبود بنویس بر باور رود ؛ بنویس از من بنویس ؛ بنویس عاشق یکی بود بنویس بنویس بنویس !

اههههههه دستمو خط نزن بزار دارم مینویسم دیگه !  هولم میکنی !

اگه اشتباه نوشتم بخاطر اینه که ندارم آهنگه رو و خیلی وقته گوش ندادمش ....

اونموقعها ( جوونیهامون ) دست به قلم مون خیلی خوب بود . یه چیزایی مینوشتم که خودمم بعد هی خوش خوشانم میشد برم بخونمشون ......محض همون بود که آقامون اینو واسمون میخوندن !

۳- کلیه آهنگها از کلیه آلبومهای سیاوش قمیشی برای من پر از خاطره اس ..... از آلبوم تاک بگیر بیا تا بی سرزمین تر از باد ....... این آخری رو که امسال تکنو کرده بود رو زیاد دوست نمیداشتم !

الان دارم تاک رو گوش میدم ! تو یه تاک قد کشیده ..........

هیچ وقت یادم نمیره . اولین باری که این آلبومش بدستم رسید یه نفس بدون وقفه دوبار تا آخرش گوش دادم و به برادرم سپردم هر وقت آلبوم جدیدی ازش بدستت رسید برام بیار .......

نه دیگه پا میشم اینبار .......... خالی از هر شک و تردید

میرم اون بالاها مغرور ........... تا بشینم جای خورشید

تن به سایه ها نمیدم ......... بسه هرچی سختی دیدم

انقدر زجر کشیدم ............... تا به آرزوم رسیدم

بزار آدما بدونن .......... میشه بیهوده نپوسید

میشه خورشید شد و تابید ....... میشه آسمون و بوسید

۴- آلبوم آهای مردم دنیای داریوش .........

دقیقا در اوج روزای عاشقی .

کلا همیشه موقع آهنگای داریوش ؛ مخصوصا اگه تنها باشم شدیدا خوابم میگیره !!!!!!!‌ خوب به من چه به اون بگین ....... ولی اونسال بخاطر اینکه باد به گوشم رسونده بود که شوشی عاشق داریوشه ...... دیگه هیچی دیگه !  بدبخت کاسته منو میدید گریش درمیومد !

ولی خدائیش اون آلبومش حوصلمو سر نمیبرد و شعراش رو دوست داشتم . مخصوصا آهنگه :

خدایا آه ای خدایم ......... صدایت میزنم بشنو صدایم

شکنجه گاه این دنیاست جایم ....... به جرم زندگی این شد سزایم

آه ای خدایم بشنو صدایم

مرا بگذار با این ماجرایم ...... نمی پرسم چرا این شد سزایم

.....................

۵ - آهنگ من هنوز چیزی نگفتم .... مهستی .

۶- گریه نمیکنم داریوش .....

۷- سیب .... سیمین غانم (؟)

 

میگم ما که نوشتیم ولی یه نصفه روز از کت و کول افتادم این کیف سی دی شونصد کیلویی رو هی تورق کردیم تا سی دی پیدا کنیم و بریم تو خاطراتشون و کلی هم خاطره گند و مزخرف بیاد تو ذهنمون ..... مثل آهنگای مرجان که منو یاد اون دوران گندی مینداخت که فهمیده بودم اون چشم دراومده عاشق شوهرم شده و چون نمی تونستم بهش مستقیم بگم که لنگشو از وسط زندگیم جمع کنه اون آهنگه : تو سینه این دله من می خوادآتیش بگیره !  مرجان رو میذاشتم . بعد میدیم که اونم همچین با منظور به من نیگا میکنه و لب میزنه با آهنگ که انگار شوهر اونه و من اومدم تو زندگیشون !

خلاصه نمیدونم کیو بندازم تو هچل الان .........

شرور و شمسی رو که دعوت کرده نازخاتون  ... من صنم و مادر بچه ها و آوامین و بلفی و دناتا باشد که درس عبرتی باشند برای سایرین ...دو نفرم رزو میگم ! آقای سعید هدایتی بابای ایلیا گلی ! و آقای تازه وارد ! اینا نیمکت نشینن ! چیه آقا جون یه بار دیگه یه جای دیگه گفته بودم دوباره میگم : وبلاگ دیواری اختیاری ! اینجا فمینیزم حکومت میکنه . صوبتیه ؟

قربون همتون

قزن قزاق قلچماق قل مراد نیا !

 

 

 

 

 

جمعه 3 اسفند ماه سال 1386

 

سلام ... دوباره می‌نویسیم !!!

 

۱- دیروز درپی گلگشتهایی که اخیرا به خاطر مشغول به کار شدنه همسر گرام ! نصیب بنده میشه تا ایشون شرف حضور بدن و نائل بشیم بریم کاری ازپیش ببریم ! یه لوازم التحریری پیدا کردم توووووووووپ ! من که به شخصه عاشق طبقات کاغذهای رنگیش شدم . فابریانو بود و چه رنگایی ! فقط دلم می خواست یه ساعت وایسم به این ترکیب رنگها نیگا کنم ....... خلاصه داشتم تو مغازه هه هی چرخ میزدم که یهو چشمم یه اسم آشنا دید ! برگشتم تا بلکه دوباره ببینمش که ییهو دیدم بله ! نوشته ناز خاتون ! نه اشتباه نکنین این خانوم نبود !

رفتم جلو دیدم تقویمه ! ایناهاش !!

خانمها ؛ آقایون ؛ معرفی می‌کنم : از راست به چپ ......

خانم پائیز ؛ خانم تابستون ؛ خانم بهار ( که بنده شخصا ارادت پیدا کردم بهشون ! )و خانم زمستون ...........

۲-اه گند بزنن به این محل سنتی و کلاسیک ما !!!!!!!!!!!

دیروز ( پنجشنبه )بر اثر یه بی احتیاطی !که فراموش کردیم چه روزی از هفته است ... و کاملا از روی اجبار ! مجبور شدیم بریم حموم ...... بصورت کامل و تمام و کمال ؛ دیداری از هفت جد و آبادمون داشتیم ! و یه حموم نیم ساعتی تبدیل شد به دو ساعت ! تازه آخرشم گربه شور بود !

ای بترکن این مردم ! مگه آب میومد ! طبقه دوم و کم آبی ؟ تازه وقتی یه دم موش آب وصل شد مگه گرم میشد حالا !!!!!!!! اینجا بود که فهمیدیم اهالی ساختمون خودمون هم بعــــــــــله !

حالا اینکه اینا چه ربطی داره به سنتی و کلاسیک بودن ! خودتون بی زحمت برین بگردین پیدا کنین پرتغال فروش مزبور رو و ازش بپرسین !!!!!!!!

سوت بزن ببم جان ! سوووووووووووت !

۳- دیروز یکی از دوستانمو تو آزمایشگاه دیدم ! نی نی درآورده بود !  زرشک !!!!!!! اینا چرا باهم کورس گذاشتن ! دست به یکی کردن منو بدبخت کنن ؟ حالا کی می خواد ۸-۷ ماه دیگه شونصد تا کادو بخره ؟

ولی قربونش بره خاله ....... میگفت چهار میلیمتره ! دوهفته اشه !

اطلاع رسانی رو میبینین چقدر قویه ؟ واه واه خدا به دور اون قدیم ندیما یارو میزائید تازه همه میفهمیدن این حامله بوده ! ولی الانا .......... پوووووووووف امون از دست این دخترای قرتی ! ایییییییییییییششششششششش !

۴- اصلا چه معنی داره شوووور آدم جمعه شنبه اش معلوم نباشه ؟ روز جمبه ! سره کار باشه ؟ بابا افغانیهام جمعه تعطیلن ! اصلا حالا که اینطور شد : جونم حلال ؛ مهرم آزاد !!!!!!!!!! طلااااااااااااااااااااق ! والله !

۵- قربون همتون

۶- قزن در محله ایی بس سنتی گیر افتاده !

 

 

   1      2    >>