۱- دیروز تو ولایت ما که امتخابات نبود ولی چون ما اومده بودیم یه ولایتی که نزدیک ولایتمونه ! اخبار امتخابات توش در جریان بود !اه چقدرم گرم بود بد مصب ! هوا رو میگم ها ! ما اینجا شبا هنوز با پتو می خوابیم ! چه جوریه ؟ همینه که پنجشنبه جمعه ها اتوبان رو که از این بالا رصد میکنم میبینم جای سوزن انداختن نیست ! حالاااااااااااا
اینا هی می گفتم : تو دادی ؟ نه بابا من که نمیدم بهشون ! کی داده ؟ اه فلانی ؟ خاک تو سرش ! رفت داد ؟ خوش به حال فلانی رفته ترکیه عذرش موجه شده !
خلاصه بازار دادن و گرفتن شون خیلی داغ بود ........ اول ما زیاد تو باغ نبودیم . فک کردیم اوضاع ساختمون سازی تو تهران خوب شده !!!!!!!!!!!!!؛ هی هرکی میگفت دادم ! ما با نیشخند بهش نیگا میکردیم و ابرو مینداختیم بالا و اگرم احیانا کنار دستمون بود یه وشگونی لگدی چیزی می زدیم بهش اون یارو هم هاج و واج می موند چرا ما اینطوری میکنیم ! ولی بعد که اومدیم تو باغ دیدیم : یخ بابا ! از اون لحاظ عرض میکنن !
۲- دیروز ما تازه رفته بودیم عید دیدنی خونه بابابزرگ و خاله هام ! اونم بعد از سه هفته که هی ما قصد میکنیم یا اونا نیستن یا ما نمی تونیم ...... به قول خالم عجله ایی نبود تا اسفند وقت داشتی ! عوضش کلی چیز میز زدم زیر بغلم آوردم خونه ! عید می رفتم که از این خبرا نبود . عروس خالم هی می گفت اینم داری میبری ؟ بهش میگم اگه مث من سنگین رنگین سالی یه بار بیای اینجا عزیز میشی ... چیه همش اینجا پلاسی !
یه رومیزی خوشگل با ۸ تا دستمال سفره از جنس خودش عیدی گرفتم ...... پهنش که کردم عکسش رو میندازم براتون میزارم . فقط قبلش باید یه نیم متر خاک رو حفر کنم شاید در عمق ۷۰ سانتی میز ناهار خوریم رو پیدا کنم !
یه پارچه مانتویی و یه بقول خودش کالیته ! هماهنگ باهاش هم بهم داد . به اسم اینکه پارچه ها رو نمی شناسم شما بلدی گولش زدم ........
کی می خواد پول اینا رو بده مااااااااااامااااااااااااااااااااااان !
۳- اینجا کسی بلده دستمال سفره رو شیکسان پیکسان درست کنه ؟ سفره آرایی پلیز !
۴- ما احیانا یه خانم مژگانی می شناختیم ! یه علائم حیاتی از خودشون بروز بدن بی زحمت ! وبلاگشون که شیپیش سه قاپ میندازه همیشه !
۵- من برم ؟ می خوام بیام براتون کامنت بزارم ها ! خوب ؟ باریکلا ......... منتظرم باشین .
قربون همتون
قزن عجول .............





