افندوک نامه های قزن قلفی - خرداد 1387

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 26 خرداد ماه سال 1387

 

به به سلامممممممممممم .

 حالات ؟ احوالات ؟ ماهم شکر خدا خوبیم .. می پلکیم دور خودمون الکی . اصلا کلا زندگیا همینطور شده .... از صبح تا شب نمیشه چند تا کارو از پیش برد . خیلی هنر کنی روزی یه دونه ! مردا هم هیچی ... کلا سیستمشون اینطوری تنظیم شده که فقط رو یه چیز می تونن تمرکز کنن . خدا نکنه یه کاری داشته باشن . دیگه بغل دستشون خونه رو سیل ببره ؛ آتیش بگیری ؛ بچت بترکه ؛ نه انگار انگار ( آخی یه معلم عربی داشتیم تو دبیرستان مون انگار نه انگار رو اینطوری میگفت . عراقی بود )

خلاصه که شلوغ سره الکی هستیم . آخرش هم وقتی آدم از خودش می پرسه خب مثلا این یه هفته که گذشت این یه ماهی که گذشت این سه ماهی که از سال رفت ؛ دور از جون شما چه غلطی کردی چه شکری خوردی ؛ هیچ .........

بابا اصلا ولش کن ... بقول اسکارلت اوهارا بعدا در موردش فکر میکنم . بزارین براتون یه چیزی تعریف کنم  و بعد برم سر وقت یه بازی که از جانب این خانم دعوت بودم .

یه بنده خدائی میشناسم رفته بود با هزار امید و آرزو و صد البته آبروریزی و اندازه یه جعبه مداد رنگی ۲۴ رنگه رنگ عوض کردن از داروخانه قرص تقویت چیز ! درخواست کرده بود ؛ بعد هم به گفته خودش خوشحال و سرحال رفته بود خونه به امید اینکه یه شب استثنائی در پیش خواهد داشت ؛ اونوقت چند دقیقه بعد از ورودش خیلی اتفاقی و با مسرت ؛ خانمش وضعیت قرمزش رو با صدای بلند بهش ابلاغ و اعلام میکنه !!!!!!! نه فک کن ! چقدر حال آدم گرفته میشه ...... امان از دست این هورمونها ! طفلک ... آدم پنچری قطار بگیره ولی اینطوری کنف نشه .....

بازی :

چیزایی که خوشمون میاد :

۱- از خانمهایی با اندام متناسب و سکسی و صد البته نه خیلی لاغر ! ( احوال شما آوامین جان ! )

چیه ؟ خب یکی هم روراست و صاف و صادق میاد حرفاشو میزنه نمی تونین ببینین ؟ خوبه بیام بگم از گل بلبل طبیعت عشق صفا صمیمیت ......خوشم میاد ! والااااااااا

۲- شام و ناهار آماده بزارن جلوم !

۳- پول فراوون .......... کی بدش میاد ؟

۴- بچه خوشگل و تپل و خوش اخلاق و سالم که برا خوده خودم باشه به هییییشششششکی هم ندمش !

۵- ماشین شاسی بلند و فوق مجهز !

۶- عوالم و دنیا های دیگه و کلا متافیزیک

۷- کولر گازی ؛ تی وی ۵۰ اینچ ؛ ساید تی وی دار ؛ ماشین ظرفشوئی و لباسشوئی اینا همه ست باشن - اتو بخار شارژی ؛ سرویس غذاخوری جینگیلی ؛ سرویس قابلمه چدن ( جان ؟ چی ؟ اینجا لیست خرید نیست ؟ اِ ؟ فک کردم با شوشی دارم حرف میزنم ! خب ببخشید ! )آهان ظروفش دسینی باشه لطفا !  

۸- مغازه دار های باشعوری که لباسهای سایز بالا و البته قشنگ میارن !

۹- ساختمون سازی !!!!!!

همینا بسه . مگه من مث شماها دنیازده هستم ! دنیا گرفته شما ها رو بیچاره ها ...... مگه من مث شمام ؟

چیزایی که بدمون میاد :

۱- نمکدون خالی !

۲- برخی بازیهای لوس وبلاگی

۳- برخی آدمهای لوس وبلاگی که دائم دارن غر میزنن و انرژی منفی تراووش می نومایند و به حلق خلق ا... میریزن ........................ ب ی ی ی ی ی ی ب !

۴-آدمای تیکه پرون بی تربیت البته . چون کلا اگر تیکه مودبانه باشه و توهین آمیز نباشه نشانه حضور ذهن و حاضر جوابیه که بد نیست .

۵-سی دی خش دار

۶- برنامه های تی وی ایران . از ۶ تا یکی در میون یا آخونده یا میزگرد یا مسابقه های یخ و بی نمک ؛ برنامه های ماهواره هم دست کمی ندارن . یا داره مشاور املاک کوفت و درد رو تبلیغ میکنه یا شب خیز و صبح خیز ( خودمونیم چه فامیلی ضایعی داره ها ! ) داره با عهد و عیال و نوه نتیجه اش لبخند ژکوند میزنن و هی بالا پائین میپرن و با شبکه های دیگه دعوا میکنن ...... فقط ام بی سی ها رو عشق است . حالا هی بگین عربا ملخ خورن . این فیلمای تاپ کات هم مال شبکه جم تی وی بدک نیست . جان ؟ چی ؟ فرم نظر خواهی پر نمیکنم ؟ اوکی بعدی ..........

۷- سر و صدای زیاد و شلوغی ...... روانی میشم . البته نه در جایی که توقعش رو دارم ها . مثلا مهمونی رو دوست دارم ولی تو خونه دلم میخواد بیشتر مواقع سکوت محض باشه و یا حداقل یه صدا وجود داشته باشه نه همهمه و هیاهو . درکل اگه بخوام این بند رو دقیقتر توضیح بدم باید بگم که : مارال ل ل ل ل ل ازت متنفرم ! میشه خفه بشی عزیزم ؟ آقای سلطانی ی ی ی ی ی ی ! ای مرگ بگیری میشه با بچه هات اینطوری احوالپرسی نکنی و کلمات رو اینقدر نفرت انگیز نکشی ؟ لیلا  ا ا ا ا ا میشه اینقدر سر بچه هات جیغ نکشی ؟ محمد و پارسا و پرهام عزیز میشه صدای ونگ ونگ تون رو ببرین تو خونه و تو حیاط زر نزنین ! ممنون .........

۸ - اینترنت ایران !!!!!!!!!!!!!!!!

۹- زنایی که دنبال جادو جمبل میرن !

۱۰- مواد مخدر از همه نوعش .................. حتی سیگار

همین دیگه

قربون همتون

قزن اظهار نظر کن !

 

دلخور نوشت : آهای شمسی خانوم ! هیچ حواست هست داری کم کم همه مون رو فراموش میکنی ؟ چرا ما رو به آتیش کار نکرده عقوبت میکنی خواهر ؟ گناه یه عده که دوستت دارن چیه این وسط ؟ اینا رو هم هرکی باهاش درارتباطه بخونه و بره بهش بگه .... دلمون پکید بابا ... ...کنمدتبتنثذرتنبثذرئوثب رنت  ب ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ب ! آخیش . دلم خنک شد ....

 

 

یکشنبه 19 خرداد ماه سال 1387

 

بخوانید بلکه به طمع اینا ؛ گناه نکنید . ولی خودمونیما خیلی س*کثی توصیف کردن ......

فقط این وسط من یه مشکلی دارم و اونم اینه که پس ما خانوما این وسط جزو قازوراتیم که تازه اون دنیا هم باید دوباره زن یه کس دیگه بشیم ؟ چرا جواب خوبیها و خانومیهای ما رو با چند تا پسر خوشتیپ و فشن و خوشبو نمیدن ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟

 

حوریان و دختران بهشتی

 

حور جمع حوراء است و حوراء به دخترجوان و باکره و سفید و بسیار زیبا و سیاه

 

 چشم گفته می شود که دارای پستانهای بسیارزیبایی که گرد و تازه رسیده و کمی

 

 برآمده اند می باشند.

 

قرآن می فرماید:

 

    " (برای پرهیزگاران)، دخترانی بسیار جوان و هم سنّ وسال و جامهایی لبریز و

 

 پیاپی(ازشراب طهور). "   (سوره نبأ، آیه 33)

 

    " (بهشتیان) همسرانی از حورالعین (سیاه چشم وبسیارزیبا) دارند همچون مروارید

 

 درصدف پنهان. اینها پادشی است که در برابر اعمال که انجام می دادند. " (سوره

 

واقعه آیه 22)

 

    " نزد بهشتیان همسرانی زیباچشم است که جز به شوهران خود عشق نمی ورزند،

 

گویی(ازلطافت وسفیدی)همچون تخم مرغهایی هستندکه (درزیر بال وپرمرغ) پنهان

 

 مانده (و دست انسانی هرگز آنرا لمس نکرده است ونزدیکی نکرده است). " (سوره

 

صافات،آیه 48)

 

     پیامبراکرم(ص) فرمودند: "همانا بهشتیان به چیزی بیشتراز نکاح اشتها

 

ندارند و لذت نمی برند."  (کتاب لثالی، ص 503)

 

 

      درحدیثی بدین مضمون آمده است که:" بهترین چیزهایی که مردم در دنیا

 

وآخرت ازآنها لذّت می برند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان می

 

باشد." (کتاب وسائل، جلد14، ص 468)

 

  "(دربهشت)توان بدنی انسان درکامیابی اززنان به اندازه صد نفر می

 

گردد." (کتاب کنزالعمال، جلد14، ص 468)

 

 

  حضرت علی(ع) فرمودند:" هریک ازآن حوریان، هفتاد حلّه پوشیده اند و سفیدی

 

ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است. از جماع باهریک ازآن حوریان لذّت صد مرد

 

 را می یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت داشته باشندو برایشان میسّرنشده

 

باشد. " (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

 

  درجای دیگرحضرت علی(ع)فرمودند: " پس آن مؤمن با قوّت صد جوان باآن حوری

 

جماع کند و یک معانقه با او هفتادسال طول می کشد.  مؤمن متحیّر می باشد که نظر به

 

 کدام عضو حوری بکند، بر روی او یا برپُشت او  یا بر ساق او. برهرعضو اوکه نگاه

 

می کند از شدّت نور وصفا، روی خودرا درآن مشاهده می نماید. پس دراین حال زن

 

دیگری براو مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبویتر از اوّلی است.

 

" (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

 

  حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:" هیچ مؤمنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه

 

خداوندِغنیّ ، پانصد حوری به او عطا می فرمایدکه با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنیز

 

 نیز می باشدکه هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می باشند. " (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

 

  رسول اکرم(ص) می فرماید: " حوری از خیمه خود بیرون آیدو روی به تخت مؤمن

 

بخرامد و چون به نزد مؤمن می آید با پانصد سال ازسالهای دنیا همدیگر را می بوسند

 

 که برای هیچ کدامشان ، خستگی و ملال حاصل نمی گردد. "

 

 

  امام صادق(ع) فرمودند: " زنانِ بهشت حسد نمی برند و حائض نمی شوند و بدخویی

 

 نمی کنند."

 

 

  رسول اکرم(ص) فرمودند: " هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن

 

 از آدمیان، که ساعتی با حوریّه صحبت می دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود

 

خلوت می کند و بر کُرسیها تکیه زده اند و بایکدیگر صحبت می دارند.

 

" (بحارالانوار،ج 8، ص 157، ح 98)

 

 

 

و من ا.. التوفیق

قربون شما

قزن مایوس از کارهای نیک

 

 


یکشنبه 12 خرداد ماه سال 1387

 

آخرین شاهکارهای بنده ......

تازه از تنور دراومده فردا می خوام ببرم کلاس از ذوقم گفتم اول شماها ببینین . البته میدونم فردا ببرم کلی بهم می خنده ها ولی مهم نیست . مهم اینه که خودم کلی ذوقیدم براش !

خود گویم و خود خندم ؛ من مرد هنرمندم ! ( البته یه ورژن دیگه هم داره این شعر ! خلاف ادبه منتها نمیشه گفت ! )

توضیح : این کارا نمای یه اتاق خوابه با ۴ حالت نور در صبح ؛ ظهر ؛ غروب و مهتاب . تقریبا از یه زاویه هستن . برای یادگیری نورپردازی و سایه ها . متریال هم ندارن برا همین بی ریختن . داریم می رسیم به متریال از این به بعد کارا طبیعی تر میشن .....

( ولش کن بابا ؛ عکسا رو بیخیال ! سر فرصت میزارم شون ! )  

چون مبحث مربوط به نور و سایه است پس :

سایه عالی مستدام ! یا به عبارت بهتر تو آفتاب راه برین سایتون کم نشه !

قزن نورپرداز !

 پی نوشت : به این لینک یه سری بزنین خیلی جالبه . بهتون میگه زندگی قبلیتون چه جور آدمی بودین . کافیه تاریخ تولدتون رو به میلادی بدین . نمیدونم تا چه حد درسته . ولی من همیشه حال میکردم با این قضیه که بدونم قبلا چه جور جونوری بودم !

حالا برم برا خودم رو ترجمه کنم اگه زیاد ضایع نبودم توی پست بعدی میگم چیکاره حسن بودم !

ولی تا اینجا که من متوجه شدم در سال ۷۲۵میزیسته ام ! طرفای اریتره . عهد تیرکمون میرزا میشه گمونم ! بس که جمعیت زیاده ببین دوباره کی نوبتم شده ! حالا معلوم نیست ۷۲۵ قبل از میلاده ؟! بعد از میلاده ؟! خدایا یه خورده خودتو کنترل کن توی ازدیاد جمعیت ! هی درست میکنی هی به خودت میگی به به ! چه چه ! فکر ما رو هم بکن !

 

سه شنبه 7 خرداد ماه سال 1387

 

امروز بعد از مدتها دیداری داشتم با قبرستان ........

از مدتها پیش تا امروز ؛ مرگ برایم چقدر دور و گنگ بود ؛ و البته سخت . اما امروز که دیدم حتی کودکی ۳ ساله راحت تسلیم مرگ شده ؛ به مرگ خندیدم ......( قربانی حادثه پل یادگار امام که دیشب در برنامه درشهر نشان میداد ..... چقدر معصوم و ناز بود ؛ تنها باری که امروز از صمیم قلب چشمانم تر شد برای مادر این بچه بود که فکر کنم خوشبختانه در بیمارستان بود و حضور نداشت .... و البته دلم برای جوانکی که مسبب این حادثه بود هم سوخت . تا آخر عمرش نال و نفرین دنبالش است ... )

و از میان تمام مرگهایی که دیدم خنده دارتر و مفت ترینش مرگ زنی سی و چند ساله بود که از برق گرفتگی ناشی از استفاده از کمربند لاغری مرده بود ! خیلی زور دارد نه ؟ قابل توجه خانمهای دارای یک پرده گوشت که هی خودشان را لوس می کنند که ما چـــــــــــــــــــــــاقیم ! ......

با اصرار و به ضرب زور بعد از ۹ سال دوباره پا در غسالخانه گذاشتم ولی به لطف کارکنان عزیز بهشت زهرا و صد البته قد کوتاه خودم ! موفق نشدم یک دل سیر تماشا کنم و خاله جان که دیگر اعصابش از شیونهای عزاداران خرد شده بود تقریبا با کتک مرا از غسالخانه پرت کرد بیرون ! تازه داشتم از لا به لای جمعیت یک چیزایی میدیدم ...... حیف شد ! رفت تا ۹ سال دیگر . البته اگر بانوان فامیل همت کنند و نگذارند تا ۹ سال دیگر طول بکشد ؛ مطمئنا ممنونشان خواهم شد !

از دیگر مزایای سیاحت امروز تجدید دیدار با مزار مادربزرگم بود که رفتن به غسالخانه مدام خاطرات ۹ سال پیش را برایم زنده میکرد ..... عکسی هم که می خواهم بگذارم و پرشین گیگ ناز میکند دقیقا زاویه دید من در روز به خاک سپاری اوست .

(  همسایه بالایی مامان بزرگمه ها ... ! البته خدا جفتشون رو بیامرزه ها ولی برا بالایی سفت تر صلوات بفرستین ! نوه های خودش گردن دارن این هوا ! )

امروز چشمانم لیزر داشت و انگار نقش صورتش را از زیر سنگ و خروارها خاک میدیدم که دارند برایش می گویند : اسمع افهم یا فلان بنت فلان ..

همه اینها را گفتم که بگویم عموی پیر و مهربان مادرم به رحمت خدا رفت ......

عمو جان دفترچه زیبایی را که در دوران مریضی ات با سختی از خاطرات و شجره نامه ات نوشته بودی برایم به اندازه همه خاطراتت ارزش دارد و تا آخر عمر حفظش میکنم .

دوستت داشتم و دارم و امیدوارم در جوار همسرت امشب شب خوبی داشته باشی ولی خودمانیم خیلی شیطانی که باز هم همسرت طبقه زیرین خوابیده و تو بالایی ها ! بس ات نبود یک عمر !

راستی اگر شبی نصفه شبی از خانه ما گذری میکردی ؛ با اینکه دلم برای دیدنت تنگ می شود ولی به خواب این همسر منحرف من بیا و لطفا گوشش را بپیچان که اینهمه کار خوب در عمرت کرده بودی ولی او همین آخرین کارت را ( قبر دو طبقه خانوادگی ! ) سرلوحه اهداف زندگیش قرار داده و مصمم است که در قبرستان هم دست از سر من برندارد !

قربان شما .........

قزن ِ قبرستان رو .......

در خواست کمک : لطفا یک مسلمانی برای من یک عکس آپلود کند ؛ پرشین گیگ برایم باز نمی شود .....